نم نم باران
باز هم صدایت را نجوا میکند
چه سرد و دردناک
آه
ولی انگار دیگر خبری از تو نیست
ای تو
هدیه آسمانی
در چه حالی
آیا برای لحظه ای بیاد من هستی
و یا نه
من را به باد فراموشی سپرده ای
نمیدانم
ولی حال دیگر من را چه می خوانی
...
همچنان با سکوت خود آتشی بپا کرده ای
چرا نجوایی نمی آید
آه
سکوتت را بشکن